فراتر یک گروه کارآفرینی اجتماعی است که میکوشد توسعهآفرینی نیکمنشانه را توسعه دهد. فراتر معتقد است که تغییرات پایدار فقط از طریق تغییر مدلهای ذهنی امکان پذیرند و به همین منظور، مفهوم نوینی به عنوان توسعهآفرینی نیکمنشانه را معرفی کرده است. توسعهآفرینی نیکمنشانه بر مبنای در نظر گرفتن تمامی ذینفعان و ذیاثران پروژه، و بازنده نکردن آنهاست.
رویای فراتر توسعه شبکهای از کارآفرینان نیکمنش در ایران است که از طریق کارآفرینی همهطرفبرنده، کیفیت کار و زندگی را در ایران افزایش میدهند.
رویکرد فراتر از خود بر این موضوع تمرکز میکند که چطور افراد و سازمانها میتوانند کیفیت روابط، میزان همکاری، و کارایی کلی خود را از طریق تغییر ذهنیت خود از یک ذهنیت خودنگر به یک ذهنیت فراتر از خود افزایش دهند.
ذهنیت خودنگر دیگران را مانند ابزاری برای رسیدن یا موانعی بر سر راه دستیابی به اهداف خود میبیند؛ در حالی که ذهنیت فراتر از خود میکوشد تا دیگر انسانها را به عنوان انسان ببیند و درک نیازها چالشها و اهداف آنها را ارزشمند می داند.
تاکید بر دیدن دیگران به عنوان انسان و نه ابزار، تمرکز بر نتیجه جمعی، مسئولیت پذیری و حس مالکیت بر خود، محیط زیست، و ایران، و همچنین همدلی و همکاری از اصول کلیدی ذهنیت فراتر از خود هستند.
رویکرد فراتر از خود سنگبنای ایجاد گروه کارآفرینی فراتر است. این رویکرد به لزوم معطوف کردن نگاه از خود به فراتر از خود میپردازد و این موضوع را بررسی میکند که آیا میتوان از خود گذر کرد و به فراتر از خود اندیشید؟
ما در این رویکرد، در تلاشیم تا انسانها را به عنوان انسان و نه ابزار ببینیم، و احساسات، افکار، عواطف و انتخابهای آنها را محترم بشماریم.



فراتر در سال ۱۴۰۲ و از دل سه دهه کارآفرینی در صنعت پلیمر ایران تاسیس شد. به منصه ظهور نرسیدن پروژههایی که بالاترین بازده اقتصادی را در نقشه کسبوکار خود نشان نمیدهند همواره برای ما یک دغدغه بوده است، چرا که این پروژهها میتوانند تاثیر اجتماعی شگرفی داشته باشند. در واقع ما میاندیشیم که توسعه و ایجاد ارزش را تنها نباید در کسب سود مالی دید، بلکه میتوان با نگاهی نو، آن را در توسعه اقتصادی، توسعه انسانی، توسعه فناوری و توسعه پایدار جویا شد. ما با شناخت عمیق تر و بهود مستمر خود، سعی داریم از مرز های منافع شخصی خود فراتر رویم و چشم اندازی وسیع تر برای توسعه ایجاد نماییم. ما رویای ایجاد شبکه ای از توسعه آفرینان نیک منش را در سر داریم که در راه توسعه همه جانبه و پایدار در جامعه ایران می کوشند.
توسعهآفرینی نیکمنشانه از طریق خلق یا کشف فرصتها، سرمایهگذاری مالی و فکری بر افراد، ایدهها، و کسبوکارها در راستای خلق ارزش پایدار در جامعه ایران
زیبایی، نیکویی، دانایی
دانایی:
دانایی فرزانه گیست، از خرد برآید و نیک و بد، کژ و راست و سود و زیان را دریابد. دانایی بدون خرد و شناخت بدست نمی آید. شناخت با تجربه و دانش نسبت دارد و از این دو بر می آید. دانایی نسبتی با باورها ندارد زیرا برآمده از سنجشگری و پرسایی است. دانایی به آدمی توانایی می بخشد تا او بتواند آگاهانه و با نیکروایی زیست خود و جامعه را پیش برد و سامان دهد.
شناخت کنشی است که به دانایی منجرمی شود، پس دانایی از اندیشیدن بهره می برد. دانایی ذاتی نیست، آن را باید کسب کرد و برای توانایی خود به کاربرد. از این رو دانایی پیکره ای است که همه مفاهیم و دریافت های فرزانه و بخردانه را در خود دارد و می تواند به صورت شهودی، عملی و عقلی به انسان یاری رساند.
دانایی همیشه خواستار گفتگو و شناسایی است، از این دو تغذیه می شود و خودرا با آن ها پَر و بال می دهد. او با آگاهی که در خود دارد درد و رنج را آرام می بخشد و شور و شوق را از سرکشی وامیدارد. با اوست که معنا در بستر کنش می بالد و کردار، گفتار و پندار نیک می شکوفد تا بتوان در جهانی متعادل با شادی و آشتی زندگی کرد.
نیکویی:
نیکویی کنشی است در برابر کنش بد! کنش بد جدایی می اندازد و آدمیان را نسبت به هم دریده می کند. نیکویی از خرد و دانایی بر می آید و روح آدمی را صفا می بخشد، از این رو همیشه میل به زیبایی دارد. نیکویی باعث حضور دلچسبی و طراوت در جامعه می شود چون همبستگی را آبیاری می کند.
نیکوکاری رفتن به سوی دیگری و فهم حضور و موجودیت اوست. از این رو میان نیکویی و دوستی رابطه ای نزدیک وجود دارد. می توان در میان نیکوکاران دوستی راستین را یافت. اینان می کوشند با کنش نیک خود به جهان معنایی مسئولانه دهند. نیکویی بهره ایست که سبب می شود احساسات و عواطف خشن پالیده شوند و خشونت تبدیل به همکاری و همیاری گردد. نیکویی ریشه عشق است که با گرمی و دلپذیری، آدمی و هستی را در برمی گیرد تا هردو بتوانند در گفتگو با هم فردا را درخشان کنند.
نیکویی با بد اندیشی ناسازگار است. ریا و نیرنگ را بر نمی تابد و در برابر کینه می ایستد. او هیچگاه خودرا بارکسی یا چیزی به عنوان راستی و حقیقت نمی کند. پارسایی ساق تنومند درخت نیکویی است که به او اجازه می دهد میوه های خودرا با دیگران تقسیم کند و از دورویی و زشتی فاصله بگیرد. نیکی همیشه در پی آفرینش است، آفریدن بهترین چیزها در سرزمین بدی ها و پلشتی هایی که روان را می فرسایند.
زیبایی:
در فرهنگ ایرانی زیبایی همیشه همراه با نیکویی و عشق است. هم زیبندگی مادی و حسی و هم زینت اخلاقی است. زیبایی احساسات و عواطف را تلطیف می کند و باعث شور و شوق می شود. زیبایی در هماهنگی چیزها خودرا بروز می دهد و خرد، تخیل و امیال انسان را تحریک می کند.
زیبایی را هم در چیزها و هم با چیزها می شود یافت و دید. اما این دیدن می تواند مطابق با دوره ها و اشخاص متفاوت باشد. بنابراین در باره زیبایی و چگونه گیش نمی توان به طور دقیق و مطلق سخن گفت و هرکس از ظن خود یار او می شود. شرایط بیرونی از نوع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عواملی هستند که می توانند به چگونه گی زیبایی معنا دهند و آن را بسازند.
زیبایی سرخوشی و لذت به ارمغان می آورد. زیبایی جذاب است! هم در جسم ظهورمی کند و هم برآن می تابد، هم روح را به شوق می آورد و هم با روح ظهورمی کند. زیبایی ظاهر و باطن اشخاص را جذاب می کند و می سازد. هرکنشی به خودی خود نه زیباست و نه زشت، بلکه رفتار ماست که آن کنش را زشت یا زیبا می کند. هنگامی که کنشی به راستی و درستی و با زیبندگی انجام می شود در واقع با رخی زیبا خودرا نشان می دهد و برعکس کنشی که با رفتاری نادرست صورت می گیرد با زشتی همراه می شود.